روی هر پله که باشی. خدا یک قدم از تو بالاتره!نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستت رو بگیره. روزگاریست در این کوچه گرفتار توام. با خبر باش که در حسرت دیدار توام.گفته بودی که طبیب دل هر بیماری.پس طبیب دل من باش که بیمار توام. شبامون خیلی بلندن دیگه یلدا واسه چی؟دل همین جوری دیوونس دل شیدا واسه چی ما که از دو روز دنیا ندیدیم غیر دروغ امروزم زیادیمون بود دیگه فردا واسه چی؟ وقتی از غربت ایام دلم میگیرد. مرغ امید من از شدت غم میگیرد.دل به رویای خوش خاطره ها می بندم. باز هم خاطره ات دست مرا می گیرد. مهربانی را در کودکی دیدم که خورشید را در دفتر نقاشی سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور افتاب نسوزد آری اغاز; دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشیدم که همین دوست داشتنها زیباست.










+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:7 توسط maryam
|

سلام ... سلام
تولد تولد تولدم مبارک اغاز سال ۲۰۰۸ رو بهتون تبریک میگم همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم زندگي زيباست زشتيهاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان ميگذرد... آنچه تقدیرمن و توست همان ميگذرد![]()
![]()

![]()













+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:27 توسط maryam
|

منتظر خواهم ماند... منتظر می مانم تا بیایی انتظار سخت است اما خوب می دانم این بار انتظار زیباست انتظار٬ تنها برای تو برای دیدن برق چشمهایت خیره گشتن در نگاه پاک و زیبایت شانه شانه در کنار تو قدم برداشتن تکیه گاهی چون تویی را داشتن منتظر خواهم ماند.
زندگی درک همین امروز است فهم نفهمیدنهاست ظرف امروز پر از بودن توست شاید این خنده که امروز دریغش کردیم...... اخرین لحظه ی همراهی ماست...... ما اين قدر خود دوست هستيم كه وقتي مي بينيم بر كسي مصيبتي ، بيماري ، فقري ،... وارد مي شود نخستين واكنش رواني كه ما نا آگاهانه داريم ، اين است كه پيش خود مي گوييم " باز خوب است كه اين مصيبت بر من فرو نيامد..... رسم زندگی این است ، یکروز کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده است مثل یک مهمانی که به آخر میرسد و تو به حال خود رها می شوی . چرا غمگینی این رسم زندگیست تو نمی توانی آن را تغییر دهی پس تنها آوازی بخوان . این تنها کاریست که از تو برمی آید آوازی بخوان..... دلم گرفته از ادمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن،از ادمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون ماله تو نیستن،از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی افتاب میشه همه چیز یادشون میره




![]()


![]()

![]()

عشق نشسته است کنار خیابان , کلاهی کشیده بر سر و دارد گدایی می کند
و مرگ , در قالب دخترکی زیبا , گلهای رز زرد می فروشد
زندگی , در لباس افسر پلیس , برای ماشین های تمدن سوت می زند
و شادی , در هیئت گنجشکی کوچک , توی سوراخی در زیرشیروانی , از ترس گربه خشونت , قایم شده است
و آدم ها , همان غورباقه های سرگردان مرداب تنهایی هستند
که شاد از شکار مگس های عمرشان شب تا صبح غورغور می کنند...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:23 توسط maryam
|

خدايا تو خيلي بزرگي و من خيلي كوچك جالب اينجاست كه تو به اين بزرگي هيچ وقت من رو به اين كوچيكي فراموش نميكني ولي من به كوچيكي توبه اين بزرگي رو گاهي فراموش ميكنم. يه نفر يه جايی
تو را پیدا کردن آرزوی من نیست تو را نگه داشتن آرزوی من است تو را داشتن آرزوی من نیست تو را شاد نگه داشتن آرزوی من است با تو بودن آرزوی من نیست برای تو بودن آرزوی من است به چشتات نگاه کردن آرزوی من نیست تو چشات غرق شدن آرزوی من است هر چیزی که با تو باشه آرزوی من نیست تمام چیزی که برای تو باشه آرزوی من است ای کاش تو هم مانند من بودی و برای من بودی نه برای........


تمام روياهاش يه لبخند توست
و وقتی به تو فکر می کنه احساس ميکنه
زندگی واقعا با ارزشه
پس هر وقت احساس تنهايی کردی
اين حقيقت رو بياد داشته باش
يه نفر يه جايی بی قرارته.

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 0:3 توسط maryam
|

انسان سه راه دارد: راه اول از انديشه ميگذرد،اين والاترين راه است. راه دوم از تقليد ميگذرد، اين آسانترين راه است. و راه سوم از تجربه ميگذرد، اين تلخترين راه است زدم فرياد خدايا اين چه رسمی است رفيقان را جدا کردن هنر نيست رفيقان قلب انسانند خدايا بدون قلب چگونه ميتوان زيست
اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني
تا که بودیم نبودیم کسی
به سلطان حقيقت ها فراموشت نخوام کرد


افسرده و دلتنگ چرا مثل مني
من عاشق اويم که رنگم شده زرد
تو عاشق کيستي که هم رنگ منی
کشت مارا غم بی هم نفسی
تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید كه هست
نه در آن لحظه که افتاد و شکست
تو تنها شعله اي هستي که خاموشت نخواهم کرد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:2 توسط maryam
|

يك روز زندگي روشن است و يك روز تاريك از روزهای روشن انقدر نور بگیریم تا در روزهای تاریک روشن بمانیم. اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم. عشق آن نيست که با هم زير باران خيس شويم عشق آن است که يکی چتری شود و ديگری هرگز نفهمد که چرا خيس نشد.
