|
گرمترین احساست را تقدیم کسی کن که ، همواره در سردترین لحظه ها به یاد تو بوده است. نگاه نکن اگه دروغ خواهی گفت. به کسی سلام نکن اگر خداحافظی در پیش است . دست کسی رو نگیر اگر رها خواهی کرد . به کسی نگو دوستت دارم اگر دیگری در فکرت است. روزم سپری شد به امیدی که شب آید ..... شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد ..... ای دوست دعا کن من بیچاره مبادا ...... در حسرت دیدار تو جانم به لب آید
خدایا!دوست بدار آنهایی را که دوستمان دارند و نمیدانیم; وسلامت بدار آنهایی را که دوستشان داریم و نمیدانند
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست... در خلوت من نگاه سبزت جاریست این قسمت بی تو بودنم اجباریست افسوس نمی شود کنارت باشم بی تو هر ثانیه و هر لحظه ی من تکراریست درد بزرگیست که عاشق باشی اما معشوق نداشته باشی رنج عظیمیست که معشوق باشی اما لیاقت عشق را در خود نبینی دوست دارم تو سخن گويي و من گوش كنم غم دل را به كلام تو فراموش كنم سينه بشكافم و قلبم به تو تقديم كنم تا بداني كه فقط جاي تو در قلب من است خداوندا! دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان و یا دلم را از ارزوهای دست نیافتنی خالی کن
روی هر پله که باشی. خدا یک قدم از تو بالاتره!نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستت رو بگیره. روزگاریست در این کوچه گرفتار توام. با خبر باش که در حسرت دیدار توام.گفته بودی که طبیب دل هر بیماری.پس طبیب دل من باش که بیمار توام. شبامون خیلی بلندن دیگه یلدا واسه چی؟دل همین جوری دیوونس دل شیدا واسه چی ما که از دو روز دنیا ندیدیم غیر دروغ امروزم زیادیمون بود دیگه فردا واسه چی؟ وقتی از غربت ایام دلم میگیرد. مرغ امید من از شدت غم میگیرد.دل به رویای خوش خاطره ها می بندم. باز هم خاطره ات دست مرا می گیرد. مهربانی را در کودکی دیدم که خورشید را در دفتر نقاشی سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور افتاب نسوزد آری اغاز; دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشیدم که همین دوست داشتنها زیباست.
سلام ... سلام
تولد تولد تولدم مبارک اغاز سال ۲۰۰۸ رو بهتون تبریک میگم همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم زندگي زيباست زشتيهاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان ميگذرد... آنچه تقدیرمن و توست همان ميگذرد
منتظر خواهم ماند... منتظر می مانم تا بیایی انتظار سخت است اما خوب می دانم این بار انتظار زیباست انتظار٬ تنها برای تو برای دیدن برق چشمهایت خیره گشتن در نگاه پاک و زیبایت شانه شانه در کنار تو قدم برداشتن تکیه گاهی چون تویی را داشتن منتظر خواهم ماند.
زندگی درک همین امروز است فهم نفهمیدنهاست ظرف امروز پر از بودن توست شاید این خنده که امروز دریغش کردیم...... اخرین لحظه ی همراهی ماست...... ما اين قدر خود دوست هستيم كه وقتي مي بينيم بر كسي مصيبتي ، بيماري ، فقري ،... وارد مي شود نخستين واكنش رواني كه ما نا آگاهانه داريم ، اين است كه پيش خود مي گوييم " باز خوب است كه اين مصيبت بر من فرو نيامد..... رسم زندگی این است ، یکروز کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده است مثل یک مهمانی که به آخر میرسد و تو به حال خود رها می شوی . چرا غمگینی این رسم زندگیست تو نمی توانی آن را تغییر دهی پس تنها آوازی بخوان . این تنها کاریست که از تو برمی آید آوازی بخوان..... دلم گرفته از ادمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن،از ادمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون ماله تو نیستن،از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی افتاب میشه همه چیز یادشون میره
خدايا تو خيلي بزرگي و من خيلي كوچك جالب اينجاست كه تو به اين بزرگي هيچ وقت من رو به اين كوچيكي فراموش نميكني ولي من به كوچيكي توبه اين بزرگي رو گاهي فراموش ميكنم. يه نفر يه جايی
تو را پیدا کردن آرزوی من نیست تو را نگه داشتن آرزوی من است تو را داشتن آرزوی من نیست تو را شاد نگه داشتن آرزوی من است با تو بودن آرزوی من نیست برای تو بودن آرزوی من است به چشتات نگاه کردن آرزوی من نیست تو چشات غرق شدن آرزوی من است هر چیزی که با تو باشه آرزوی من نیست تمام چیزی که برای تو باشه آرزوی من است ای کاش تو هم مانند من بودی و برای من بودی نه برای........
انسان سه راه دارد: راه اول از انديشه ميگذرد،اين والاترين راه است. راه دوم از تقليد ميگذرد، اين آسانترين راه است. و راه سوم از تجربه ميگذرد، اين تلخترين راه است زدم فرياد خدايا اين چه رسمی است رفيقان را جدا کردن هنر نيست رفيقان قلب انسانند خدايا بدون قلب چگونه ميتوان زيست
اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني
تا که بودیم نبودیم کسی
به سلطان حقيقت ها فراموشت نخوام کرد
|
About![]()
نازنینم چه دعا بهتر از این
Home
|